01 شهریور 1399 - 19:36
روزگار کرونا

کرونا، این لعنتی دوستداشتنی، این طاعون عصر معاصر، ما را و همه مردم جهان را در چالشی عجیب و خاص و پیچیده فرو برد. در ایران، زمانی که داشتیم از زمستان سخت، اندوهنا ک و آلوده 98 جان به در میبردیم تا در هوای بهار، نفسی تازه کنیم، همه برنامههای دلنشین برای تدارک یک بهار استاندارد را قدغن کرد. از خرید و چهارشنبهسوری تا دیدوبازدید و سفر و سیزدهبهدر؛ مهمترین مکانهای جهان را تعطیل کرد؛ مهمترین رویدادهای جهان را موکول کرد به بعد از خودش، به پسا کرونا؛ ویروس موذی، کوچک و ناشناخته، شاخصهای اقتصادی مهمترین کمپانیهای جهان را به دست گرفت و سر برنامههای مهمترین مرا کز جهان، بازی درآورد. میگویم لعنتی دوستداشتنی؛ چون کرونا همانقدر که خطرنا ک بود، درسآموز هم بود. ما را به خانه، به خانواده بازگرداند؛ به پناه بردن در قاب امن و خلوت روزهای بی دغدغه، به کتاب، فیلم و سکوت؛ دستهای آلودهمان را از بسیاری چیزها پا ک کرد. ما را از شتاب روزهای قبل قرنطینه، به تأمل در جان لحظهها سوق داد؛ به نشستن و درنگ کردن، به خالص شدن از دستهای آلوده؛ در کرونا در خانه ماندیم و کرکره خیلی چیزها را پایین کشیدیم. در کرونا دستهای آلودهمان را شستیم و شستیم و ضدعفونی کردیم. دستهایی که با آن به جان طبیعت افتاده بودیم، با آن در امضاها، نامهها و نوشتهها، در نشان دادنها و هدف گرفتنها، شریک بودیم. کرونا اثبات ناتوانی انسان است در مقابل ویروسی کوچک و عصیانگر؛ اثبات زبونی و عجز علم حتی گاهی و اثبات تزلزل اتفاقات جهانی که به خیال خودمان تحت کنترل علم و مدرنیته، تحت کنترل برنامه ریزیها و چهارچوبها و مناسبات ماست، اما گاه چنان ما را از دایره بیرون میاندازد و گریبانمان را میگیرد که جز پناه بردن به معجزه خداوند، راه چارهای نیست. در این تجربه مشترک، عجیب و بیسابقه، ثبت تجربه زیسته و نگاه کردن ا کنون ما به این اتفاق از دریچهها و زوایای مختلف، مهم است. نوعی تاریخ مکتوب، نوعی ثبت تجربه برای آیندگان و دیگران برای ماندن در حافظههای فراموش کارمان. در »روزگار کرونا« آثار و یادداشتهایی را میخوانیم از روزنامهنگارانی که این روزها را تجربه کردهاند و هر یک از زاویهای به این تجربه عجیب پرداختهاند. از همه کسانی که همراهی کردند، سپاسگزارم. *»دستهای آلوده« نام فیلمی از سیروس الوند، محصول 1378 است.



فایل: 

کد محتوا 17264

برچسب ها