هیاهویی در شهر

خیابان مشیر یخچال به همراه خیابان ِ هاتف و امامزاده اسماعیل و هارون والیت و مسجد علی تا دروازه اشرف که اهالی آن را اشرف میخوانند و بازار قهوه کاشی یکی از تاریخیترین و البته به لحاظ حیات اجتماعی، مهمترین محورهای شهر اصفهان است که پرداختن به آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این شماره قصد داریم با نگاهی ویژه عالوه بر پرداختن به زندگی روزمره، زنان، اقتصاد این بخش از شهر به بررسی وضعیت کنونی بناهای تاریخی این محله نیز بپردازیم و به این سؤال پاسخ دهیم که با حرکت به سمت مدرنترشدن زندگی شهری، چه اتفاقی در بافت تاریخی محلههای اصفهان در حال افتادن است؟ آیا معماری بناهای ما و طراحی شهری جوابگوی روزگار کنونی هست؟ و ا گر نیست راهحل آن استفاده از ظرفیت کمرمق میراث و سرمایه روزگاران پیشین است؟ کوچه یخچال مدتهاست که دیگر جوابگوی نیاز مردمان و کسبه نیست.

گاریها با سرعت از میان خیابان رد میشوند و کارگران داد میزنند و نیسانهای آبی در این هیاهوی پرتنش گوشهای چشم انتظارند تا صدایشان کنند و باری ببرند و مرد و زن در هم میلولند و از مغازهای به مغازهای لوازم خانگی را قیمت میکنند و این ولوله دلهره آور زندگی روزمره گذری تاریخی است که با این گرمی و حرارت، هیچ شباهتی به یخچال ندارد. این بار از ازدحام و شلوغی شهر سر درآوردیم و گمانمان این بود که به یکی از محلههای تاریخی شهر روانه شدهایم، جایی در کنار همین میدان نقشجهانمان؛ جایی که یکی از محدودههای مهم شهر به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، تاریخی و فرهنگی آغاز میشود؛ محدوده هاتف، کوچهیخچال، محله مشیر و گلبهار. محدودهای درهمپیچیده که نمیتوان دست انداخت و از هم جدایشان کرد؛ ا گرچه مرزهای پنهانی از قدیم بینشان وجود دارد.




کد محتوا 29680

برچسب ها